تبليغاتX
خلع آواز خلع آواز
. . .
کیستی که در من میگریی؟

مرا هم بی سرزمینی تا اینجا کشانده

با خاکم اسم رویش نیست

ابرهایت را بر شانه خسته تا دیاری دیگر

تا خاکی نه چنین مرگ اندود

تا هوایی در خور با سخاوتت ببر

کیستی که در من چنین زار میگریی؟

اعتماد شانه هایت را

پاسخ سر سپردگی نیست

که خاکم را نشانی از دم یادگاری نیست

از نفسهای ازل که تو را بیشتر بخشیده اند

مرا از قلم انداخته اند

کیستی که در من میگریی؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1383 توسط زهرا شاهدی |