پاکتهای سیگار دست خالی شان
را نیمه شبها رو می کنند
که من شعرم بگیرد
تو خنده ات بگیرد
و باز ادای پیامبران شکسته عصا را در بیاوری
من بشوم فرشته ی صامت
و تو در چشمهای کمرنگم
وحی منزل را تخیل کنی
* * *
سیگاری یافتم در حاشیه ی میز و ماه
خدا بماند برای بعد
بیا سایه های امشب را دود کنیم.
نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم بهمن 1387 توسط زهرا شاهدی
|

