میان لبهایت که نفهمیدم
تمرین دایره بود یا سوت
وسعت من به...(از دست رفت!)
سلطه را به خاک میدان های ممنوعه کشاندی
به محرمانه های پشت خانه ام
دندان رساندی به سیب های نباید
اما من بهشتی در چنته نداشتم
که زمین را سرپوش دلزدگی کنم
اخراجی!
از تمام قوس های خدا داده و نداده ام
از جمجمه ی انصراف داده ام
از فکر با تو برادرم
اخراجی برادر جان!!
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 توسط زهرا شاهدی
|

